برای بهتر شدنم

همونکه داره تلاش میکنه تغییر کنه

تبلیغات تبلیغات

اردیبهشت

ایندفعه از تئاتر شهر مینویسم تا بمونه ب یادگار برام باد خنک و ملایمی میاد تنهایی اومدم اینجا . یه شهر بزرگ و غریبه . حال دلم ؟ اروم گرفتم تقریبا به صلح رسیدم تقریبا با خودم . هیچ چیزی وحی نازل نیست . هیچی رو نمیتونه ادم بگه درست مطلق وقتی دیدم من حسرت دوستم رو میخورم و فکر میکنم الان جاش خوبه ولی دیدم اونم حسرت منو داره برام‌عجیب بود میدونی میخوام چی بگم ؟ ادما هیچوقت از شرایطی که الان داخلشن راضی نیستن پس چرا انقدر زندگی رو زهر خودم کنم روش زندگیم درست
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها